LetraBahareh Zendegi

Hayedeh

Última atualização em: 22 de julho de 2017
Nenhuma tradução disponívelNenhuma tradução disponível
Detectamos alguns problemas
Se você encontrou erros, por favor nos ajude corrigindo-os.

بهار زندگی احساس پیری می کنم با همه آزادگی فکر اسیری می کنم بس که بد دیدم ز یاران به ظاهرخوب خود

بعد از این بر کودک دل سخت گیری می کنم در به رویم بسته ام از این و از آن خسته ام من به جمع آشیان پاشیدگان پیوسته ام ای خدای آسمان بهتر تو میدانی که من بارها در راه او تا پای جان بنشسته ام در بهار زندگی احساس پیری می کنم با همه آزادگی فکر اسیری می کنم شمع بودن ذره ذره آب گشتن تا به کی راه پر خاشاک را آرام رفتن تا به کی آآآآآآآآآ... در به رویم بسته ام از این و از آن خسته ام من به جمع آشیان پاشیدگان پیوسته ام ای خدای آسمان بهتر تو میدانی که من بارها در راه او تا پای جان بنشسته ام در بهار زندگی احساس پیری می کنم با همه آزادگی فکر اسیری می کنم بس که بد دیدم ز یاران به ظاهرخوب خود بعد از این بر کودک دل سخت گیری می کنم بعد از این بر کودک دل سخت گیری می کنم بعد از این بر کودک دل سخت گیری می کنم در

Nenhuma tradução disponívelNenhuma tradução disponível
  • 0

Atividades mais recentes

One place, for music creators.

Get early access