LetraAtashe Karvan

Delkash

Última atualização em: 21 de julho de 2017
Nenhuma tradução disponívelNenhuma tradução disponível
Esta letra aguarda revisão
Se você encontrou erros, por favor nos ajude corrigindo-os.

آتشی ز کاروان ، جدا مانده این نشان ز کاروان به جا مانده یک جهان شراره ، تنها

مانده در میان صحرا به درد خود سوزد به سوز خود سازد... سوزد از جفای دوران فتنه و بلای توفان فنای او خواهد به سوی او تازد... من هم ای یاران تنها ماندم آتشی بودم، برجا ماندم با این گرمیِ جان در ره مانده حیران این غم خود به کجا ببرم؟ با این جان لرزان با این پای لغزان ره به کجا ز بلا ببرم؟ می سوزم گر چه با بی پروایی می لرزم بر خود از این تنهایی من هم ای یاران تنها ماندم آتشی بودم، برجا ماندم... آتشین خو هستی سوزم شعله جانی بزم افروزم بی پناهی، محفل آرا بی نصیبی، تیره روزم آ آ آ آ آ من هم ای یاران تنها ماندم آتشی بودم، برجا ماندم... بخت سبک عنان، اگرم همرهی کند چون گرد ره، به بدرقه ی کاروان روم سر می کشم چو شعله که برخیزم ای دریغ کو پای قدرتی که پیِ همرهان روم؟ من هم ای یاران تنها ماندم آتشی بودم، برجا ماندم... من هم ای یاران تنها ماندم آتشی بودم، برجا ماندم...

Nenhuma tradução disponívelNenhuma tradução disponível
  • 0

Atividades mais recentes

Sincronizada porM Asadi

One place, for music creators.

Get early access