Lyricsالأطلال

أم كلثوم

Last update on: July 22, 2017
We detected some issues
Sraä Abdul Salam suggested changes to these lyrics.

الأطلال ویرانه یا فؤادی لا تسل أین الهوى کان صرحا من خیال فهوى اسقنی واشرب على أطلاله واروعنی طالما الدمع روى دل من، نپرس که عشق کجا رفته، دژی از رویاهای من بود که فرو ریخت سیرابم کن و بگذار از ویرانه اش بنوشم و تا اشک میریزم داستانش را برای من بازگو کیف ذاک الحب أمسى خبرا وحدیثا من أحادیث الهوى لست أنساک وقد أغریتنی بفم عذب المناده رقیق وید بگو چگونه آن عشق خبرساز و یکی از افسانه های عاشقانه شد من فراموشت نکردم، تو با صدایی عاشقانه و زبانی پر محبت مرا اغوا کردی تمد نحوی کید من خلال الموج مدت لغریق وبریق یظمأ الساری له أین فی عینیک نیاک البریق یاحبیبا زرت یوما دستی سوی من دراز شد، درست مانند دستی که از بین امواج سوی کسی که دارد غرق میشود دراز شده است روزی که تو را دیدم نور چشمانت کجا بود ای عشق من أیکه طائر الشوق أغنى ألمی لک إبطاء المذل المنعم وتجنی القادر المحتکم و حنینی لک یکوی أضلعی والتوانی جمرات تو را مانند پرنده عاشقی دیدم که درد مرا میسرایید خودخواه و فاسد و هوسباز شدی و محبتم به تو که سخت شده بودی مرا میسوزاند فی دمی أعطنی حریتی أطلق یدی ا إننی أعطیتک ما استبقیت شیئا آه من قیدک أدمى معصمی لم أبقیه وما أبقى علیا انتظار چون خاکستری در خونم جاری بود، دستانم را آزاد کن و آزادیم را به من بازگردان در عوض من هم آزادی تو را باز میگردانم و سعی نخواهم کرد که چیزی را حفظ کنم بندهایت دستانم را خونین کرده ما احتفاظی بعهود لم تصنها وإلام الأسر والدنیا لد یا أین من عینی حبیب ساحر فیه عز وجلال وحیاء واثق الخطوه یمشی چرا بر سر وعده هایی بمانم که برای تو کمترین اهمیتی ندارد چه زمانی این اسارت تمام خواهد شد، کی دنیا را پشت سر خواهیم گذاشت چشمان عشقم جادو میکند و عزت و بزرگی و شرم بر مظگانش جاریست ملکا ظالم الحسن شهی الکبریاء عبق السحر کأنفاس الربى ساهم الطرف کأحلام المساء أین منی مجلس أنت به فتنته تمت مانند فرشته ای زیبا با ثبات و ظالمانه گام برمیدارد، مانند نسیمی که بر صخره ها میوزد مانند تجربه دلپذیر رویاهای شبانه، مانند خورشید درخشانی که از دست رفته است سناء وسنى وأنا حب و قلب هائم وفراش حائر منک دنا ومن الشوق رسول بیننا وندیم قدم الکاس لنا هل رأى الحب سکارى مانند پروانه ای سردرگم با نزدیک شدن به تو در عشق مردد شده ام بین ما شوق و شور است که واسطه شده و جامها را به من و تو میدهد مثلنا کم بنینا من خیال حولنا ومشینا فی طریق مقمر تثب الفرحه فبه قلبنا وضحکنا ضحک طفلین معا وعدونا فسبقنا ظلنا آیا عشق تا به حال دو مست چون ما را دیده است؟ چه امیدهایی که داشتیم در مسیر مهتاب گام برداشتیم و سرشار از شادی و نشاط بودیم چون دو کودک با هم خندیدم و دویدیم و سایه هایمان از هم پیشی میگرفتند وانتبهنا بعد ما زال الرحیق وأفقنا لیت أنا لانفبق یقظه طاحت بأحلام الکرى وتولى اللیل واللیل صدیق وإذا النور و وقتی به هوش آمدیم دیدیم که سرخوش بیدار شده ایم و ای کاش که بیدار نشده بودیم، دیدیم که بیداری رویاهای مستی را ویرانه کرد نذیر طالع وإذا الفجر مطال کالحریق وإذا الدنیا کما تعرفها وإذ ا الأحباب کل فب طریق أیها الساهر تغفو تذکر العهد شب آمد و رفت و نوری به نشانه دمیدن صبح تابید صبح مانند برجی تابید و با حریقش ما را سوزاند و دنیا باز با سیره قبلش بازگشت و هر عاشقی راه خودش را در پیش گرفت وتصحو وإذا ما الأم جرح جد بالتذکار جرح فتعلم کیف تنیى وتعلم کیف تمحو یا حبیبی کل شیء بقضاء ما بأیدینا همان که بیدار مانده بود و وعده اش را وقتی بیدار شدی به یاد داشت میدانست که اگر زخمی باز شود خاطره ها تجدید میشود و دیگر زخمها نیز باز خواهند شد پس یاد بگیر که فراموش کنی و از خاطره محوشان کنی عزیزم همه چیز در دستان تقدیر است خلقنا تعساء ربما تجمعنا أقدارنا ذات یوم بعدما عز اللقاء فإذا انکر خل خله وتلاقینا لقاء الغرباء ومضى کل إلى غایته لاتقل همه این سختیها به خواست و اشتباه خودمان نبود شاید روزی سختیهایمان در برابر عظمت اشتیاقمان کمر بشکند اما اگر یکی دیگری را محدود کند و چون غریبه ها ملاقات کنیم اگر هر کدام از ما راه خودش را برود نگو که به خواست خودمان بوده اس شئنا فإن الحظ شاء این فقط تقدیر است

  • 0

Last activities

Synced byBe Filled
Translated byabdallah kelela

Musixmatch for Spotify and
iTunes is now available for
your computer

Download now