Testoبعيد عنك

أم كلثوم

Ultima modifica il: 23 settembre 2020
We detected some issues
Mai M. Amer suggested changes to these lyrics.

بعید عنک دور از تو نسیت النوم وأحلامه خواب و رویایش را فراموش کردم نسیت لیالیه وأیامه شبها و روزهایش را فراموش کردم بعید عنک حیاتی عذاب دور از تو زندگی من چون عذاب است متبعدنیش بعید عنک از من دور نشو ملیش غیر الدموع أحباب معایا بعیش بعید عنک چیزی جز اشک ریختن با خودم وقتی دور از تو زندگی می کنم ندارم غلبنی الشوق وغلبنی اشتیاق مرا شکست می دهد ولیل السهد ذوبنی و شبهای خواب آلود ذوبم می کند ومهما الشوق یسهرنی و اهمیتی ندارد که اشتیاق چه قدر مرا بیدار نگه می دارد ومهما البعد حیرنی و مهم نیست که جدایی چه قدر مرا پریشان می کند لا نار الشوق تغیرنی هیچ آتش عشقی تغییرم نخواهد داد ولا الأیام بتبعدنی بعید عنک و هیچ روزی مرا از تو دور نمی کند لا نوم ولا دمع فی عنیه اشک و خواب در چشم من نیست ما خلاش الفراق فیه جدایی برای من تمام شده است نسیت النوم وأحلامه خواب و رویاهایش را فراموش کردم نسیت لیالیه وأیامه شبها و روزهایش را فراموش کردم ما بین الشوق والآمه میان اشتیاق و نا امیدی وبین الخوف وأوهامه و بین ترس و توهم بخاف علیک وبخاف تنسانی نگران تو هستم و می ترسم که فراموشم کنی والشوق إلیک على طول صحانی و اشتیاق به تو همیشه مرا زنده نگاه خواهد داشت غلبنی الشوق وغلبنی اشتیاق مرا شکست می دهد ولیل السهد ذوبنی و شبهای خواب آلود ذوبم می کند ومهما الشوق یسهرنی و اهمیتی ندارد که اشتیاق چه قدر مرا بیدار نگه می دارد ومهما البعد حیرنی و مهم نیست که جدایی چه قدر مرا پریشان می کند لا نار الشوق تغیرنی هیچ آتش عشقی تغییرم نخواهد داد ولا الأیام بتبعدنی بعید عنک و هیچ روزی مرا از تو دور نمی کند افتکرنی فی لحظه حلوه مرا در لحظه ای زیبا به خاطر آور عشنا فیها للهوى که در آن عاشقانه زندگی کردیم افتکر لی مره غنوه شاید آن ترانه مرا به خاطرت آورد یوم سمعناها سوى روزی که ما با هم شنیدیم خذ من عمری عمری کله همه عمرم را بگیر، همه عمرم را إلا ثوان اشوفک فیها جز ثانیه هایی که در آن تو را دیدم الشوق آه من الشوق آه وعمایلو اشتیاق، آه از اشتیاق و عواملش یا ما بداریه یا ما بحکیها آه چگونه مخفی اش کنم، چگونه بگویم بخاف علیک وبخاف تنسانی نگران تو هستم و می ترسم که فراموشم کنی والشوق إلیک على طول صحانی و اشتیاق به تو همیشه مرا زنده نگاه خواهد داشت غلبنی الشوق وغلبنی اشتیاق مرا شکست می دهد ولیل السهد ذوبنی و شبهای خواب آلود ذوبم می کند ومهما الشوق یسهرنی و اهمیتی ندارد که اشتیاق چه قدر مرا بیدار نگه می دارد ومهما البعد حیرنی و مهم نیست که جدایی چه قدر مرا پریشان می کند لا نار الشوق تغیرنی هیچ آتش عشقی تغییرم نخواهد داد ولا الأیام بتبعدنی بعید عنک و هیچ روزی مرا از تو دور نمی کند کنت باشتاق لک مشتاق تو بودم وأنا بینی وبینک خطوتین هنگامی که تنها دو گام بین ما فاصله بود شوف بقا ازای ببین حالا چگونه است أنا فین یا حبیبی وأنتا فین من کجا هستم و تو کجایی عزیزم والعمل إیه العمل چه باید کرد ما تقولی اعمل إیه به من نگو چه باید بکنم والأمل أنت الأمل آرزو می کنی تحرمنی منه لیه چرا مرا از آن منع می کنی عیونی کانت بتحسدنی على حبی چشمانم باعث می شوند که بر عشقم حسادت بورزم و دلوقت بتبکی علیه من غلبی و حالا آنها به خاطر تو از شکست من گریه می کنند وفین أنت یا نور عینی کجایی ای نور چشمم یا روح قلبی فین ای هستی و جان قلبم، کجایی

  • 3

Ultime attività della community

Sincronizzato daCha Ïma
Tradotto daRàhïmæ Røür

Musixmatch per Spotify e
Apple Music è disponibile ora
per il tuo computer

Scarica adesso