ParolesSargozasht

Reza Pishro

Dernière mise à jour le: 22 juillet 2017
2 traduction disponible ||| 2 traductions disponibles2 traduction disponible ||| 2 traductions disponibles
Ces paroles sont en attente de révision
Admin Mirror suggested changes to these lyrics.

تقریبا ۱۵ ساله تو این کارم اول واسه دله خودم واسه عشقم یه چیزی بگم واسه دله خودت کار کن بقیه حرفاشون زیاد مهم نیست آآآ کاری جز نوشتن ازم بر نمیاد یه مرد بی خوابم که مخش تعطیله و شنبه میخواد لب به سیگار یه گوشه رو تخته بی حال تو اوجه سلامتیه جسمانی داره نقشه بیمار آآآ حتی تو بارونم اشکایه من معلومه بدنم گرمه اما سرمایه من از توئه تو این روزا با بغض فریاده من مسدوده کارم شده از بیرون تنها برم مست خونه بیشتر از سن خودم فهمیدمو پیر شدم اونا که منو نفهمیدن جلوم پیر شدن یا برعکس گفتن تو شیطانی خواستن منو بسوزونن روحمو تو زندانی بپوسونن دست به دعا شدم تو اون تاریکیه شب اولش داشتم میشدم تو نا امیدی غرق خواستم خودمو بکشمو یه صدا میگفت رضا راهت ادامه داره تا امیدی هست من تو عمقه دردا بودم جنگیدم با مشکلاتم همیشه تو اوجه نا امیدی یه صدایی میگفت من باهاتم شبو سیاهی زود میمیره وقتی بیرون میاد خورشید ولی الان اون روزا مرده که هیشکی از ما حالی نمیپرسید راهی نبود واسه فرار از درد میدیدم همه درا بستست هی به زندگی شد علاقم کم ولی الان خوب حواسم هست دیگه گذروندم همه مشکلارو از دست ندادم من پشته کارو کسی ام که از رفیقا خورده نارو خیلیا خالی کردن پشته مارو اوووووووو یههههه اووووووهوووو من تو این لحظات دارم یه چیزایی رو میفهمم فرق بین خوابو بیداریمو میسنجم فهمیدم رنجو تنهاییا امتحانه منه بعد از این همه گوشه گیری یه حسه تازه تره وقت سحر نا امیدی رو تو شب تیره چال کن تا ببینی با انتظار یه دره دیگه باز شد بگو باز شکر خدای من اگه ماه ناقصه نگاه کن یه شب دیگه ماه رو یه روزایی از همه فاصله گرفتم خدا نزدیک تر شدو تا بشه نوشتم تا میشد درس گرفتم از این حادثه ی هجرت فهمیدم جهنمو رد کنم داخله بهشتم تنها با پاکت سیگارو یه ساعت دیواری هر کی منو میدید میگفت عجب آدمه بیماری دله بیقرار من تو طاقت زیادی داری تو این شرایط داری با همه میسازی باید چیزایی رو که میخوام دنبالش بگردم پس تا جایی که میشد مطالعه کردم ادامه دادم با مراقبه کردنو یه صدایی میگفت مراقبت هستم من تو عمقه دردا بودم جنگیدم با مشکلاتم همیشه تو اوجه نا امیدی یه صدایی میگفت من باهاتم شبو سیاهی زود میمیره وقتی بیرون میاد خورشید ولی الان اون روزا مرده که هیشکی از ما حالی نمیپرسید راهی نبود واسه فرار از درد میدیدم همه درا بستست هی به زندگی شد علاقم کم ولی الان خوب حواسم هست دیگه گذروندم همه مشکلارو از دست ندادم من پشته کارو کسی ام که از رفیقا خورده نارو خیلیا خالی کردن پشته مارو اوووووووو یههههه اووووووهوووو

2 traduction disponible ||| 2 traductions disponibles2 traduction disponible ||| 2 traductions disponibles
  • 7

Dernières activités

Synchronisées parAmin Bahrami
Traduites parSepehr Mofakhami

One place, for music creators.

Get early access